gototopgototop

fatima-kateban.com

Home روایتِ هارون بن موسی تَلّعُکْبری (متوفّای 385 هـ)

 

روایتِ هارون بن موسی تَلّعُکْبری[1] (متوفّای 385 هـ[2])

 

. فقیه، محدّث ـ بغداد

در کتاب «دلائل الإمامه» می‌خوانیم:

حَدَّثَنی ابوالْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ هارُونَ بْنِ مُوسَی التَلَّعُکْبریُّ[3]، قالَ:

حَدَّثَنی أبی[4]، قالَ:

حَدَّثَنی ابوعَلیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمّامِ بْنِ ثابِتِ بْنِ سُهَیْلٍ[5]‌(رضی‌اللهُ‌عنه)، قالَ:

رَوی اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْبـَرْقیِّ[6]،

عَنْ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأشْعَریِّ الْقُمیِّ[7]،

عَنْ عَبْدِالرَحْمانِ بْنِ ابی‌نَجْرانَ[8]،

عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنانٍ[9]،

عَنِ ابْنِ مُسْکانَ[10]،

عَنْ ابی‌بَصیرٍ[11]،

عَنْ ابی‌عَبْدِاللهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(علیه‌السَّلام)، قالَ:

... وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها أنَّ قُنْفُذاً مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السَیْفِ بِأمْرِهِ[12]، فَأسْقَطَتْ مُحسناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذلِکَ مَرَضاً شَدیداً، وَ لَمْ تَدَعْ أحَداً مِمَّنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها.[13]

... و علّت جان باختن آن ‌بانو این بود که قُنْفُذ ـ غلام عمر ـ ، به دستور او با آهنی که انتهای غلاف شمشیر است بر سینه ایشان به شدّت ضربه‌ای زد که در پی آن، محسن را فرو انداخت و از این جهت، به‌ سختی بیمار شد و اجازه نداد تا احدی از آنان که وی را آزردند، نزدش حاضر شوند.

واژگان کلیدی

. نَعْلُ السَیْفِ: قطعه آهنی که در انتهای غلاف شمشیر قرار دارد تا به جهت سنگینی‌اش، تعادل غلاف شمشیر را در هنگام رزم، حفظ نماید.

. لَکَزَ: بر سینه مُشت کوبید، ضربه محکم زدن به اعضای بدن.

یادداشت‌های پراکنده

- شواهد تاریخی حاکی از آن است که: نسخه کامل[14] کتابِ «دلائل الإمامه» نزدِ سیّد بن طاووس (رضی الدین علی ـ متوفّای 664 هـ) موجود بوده است[15].[16]

کتابخانه ابن طاووس در سال 650 هجری در بغداد، مشتمل بر حدود 1500 عنوان کتاب بوده است.

این تعداد را شهید اوّل (متوفّای 786 هـ) در سال 776 قمری ـ در دوران اقامتش در شهر حلّه ـ یادداشت کرده است.[17]

سیّد بن طاووس علاوه بر اهتمام ویژه‌ای که به خرید کتب نفیس داشته است،[18] کتابخانه جدّ مادری‌اش جناب وَرّام بن ابی‌فُراس (متوفّای 605 هـ) را هم به ارث برده است.[19]

- در یک نگاه کلّی باید گفت:

کتابِ «دلائل الإمامه» که برای نخستین بار در قرن 7 هجری و در ضمن تألیفاتِ علی بن طاووس (متوفّای 664 هـ)، احادیثی از آن نقل شده است؛ ماجرایی مشابه با «کتابُ الضعفاء» [منسوب به احمد بن حسین غَضائری (متوفّای حدود 412 هـ)] دارد.

برخی شباهت‌های حائز اهمّیّت میانِ «دلائل الإمامه» و «کتابُ الضعفاء» بدین شرح می‌باشد:

. شباهت اوّل) در این‌که کتابُ الضعفاء تألیفِ «حسین بن عبیدالله غَضائری» است یا تألیفِ «احمد بن حسین بن عبیدالله غَضائری» اختلاف نظر وجود دارد.[20]

البتّه پذیرش این اختلاف نظر، مبتنی بر این پیش‌فرض است که نشانه‌هایی از تألیفِ کتابی در موضوع رجال، توسّطِ خاندانِ غَضائری (پدر و پسر) به دست آوریم.

در رجال نَجاشی (ردیف 166)، در شرح احوال جناب حسین بن عبیدالله غَضائری، با فهرست کاملی از تألیفاتِ حسین بن عبیدالله مواجه می‌شویم که در میان آن‌ها نامی از «کتابُ الضعفاء» یا سایر نام‌هایی که برای این کتاب ذکر شده است[21]، به چشم نمی‌خورَد؛ در حالی که نَجاشی، محضر غَضائری را درک کرده و از نزدیک با آثار وی آشنا بوده است.

شیخ طوسی نیز در کتابِ رجالش (ردیف 52) وی را «عارف [آگاه] به رجال» می‌داند، ولی تألیفی در این موضوع برای حسین بن عبیدالله برنمی‌شمرد؛ در حالی که شیخ طوسی تصریح می‌نماید که همه تصنیفاتِ غَضائری را از خودِ ایشان شنیده و اجازه نقل همه روایاتِ غَضائری را از خودِ وی دریافت نموده است.[22]

همچنین در خصوص تألیفِ «کتابُ الضعفاء» توسّط ابن غَضائری (احمد بن حسین) باید گفت:

نَجاشی در کتابِ رجالش ردیف جداگانه‌ای برای وی نمی‌گشاید. به عبارت دیگر، شرح حال ابن غَضائری در رجال نَجاشی نیامده است؛ لذا فهرستی هم از تألیفات او در این کتاب درج نشده است.

تنها شیخ طوسی در مقدّمه کتابِ فهرستش به تألیف دو کتاب توسّطِ او ـ که موضوع آن‌ها فهرستِ «مصنّفات أصحاب»[23] و «اُصول أصحاب» بوده است ـ ، اشاره می‌نماید و از «کتابُ الضعفاء» یا سایر نام‌های آن، هیچ یادی نمی‌کند.

. شباهت دوم) در قرن 7 هجری ـ برای نخستین بار ـ ، احمد بن طاووس (متوفّای 673 هـ) به «کتابُ الضعفاء» دست یافته و آن را در سال 644 قمری، در ضمن کتابِ خود با نام «حلّ الإشکال فی معرفة الرجال» گنجانده است.

وی در آغاز کتابش می‌نویسد: «من تمام این کتاب‌ها[24] ـ غیر از کتابِ غَضائری ـ را با سلسله سند متّصل روایت می‌کنم.»

از این سخن وی برمی‌آید که حلقه اتّصال احمد بن طاووس (قرن 7) تا مؤلّفِ کتابُ الضعفاء (قرن 5)، منقطع بوده است.

جالب‌تر آن که: همان تکْ نسخه «کتابُ الضعفاء» هم ـ پس از احمد بن طاووس حلّی ـ به دستِ دانشمندانِ بعدی نرسیده است.[25]

- با این وجود، از کتابِ «خلاصة الأقوال» (تألیف: علّامه حلّی، متوفّای 726 هـ) برمی‌آید که از نظر وی، انتسابِ این کتاب (کتابُ الضعفاء) به ابن غَضائری، ثابت و مسلّم است.[26]

لذا با توجّه به این مشابهت‌ها، توقّع می‌رود که: ضوابطِ علمی مشابهی در زمینه پذیرش اعتبار و صحّتِ انتسابِ هر دو کتاب (دلائل الإمامه و کتابُ الضعفاء) به مؤلّفین آن‌ها (محمّد بن جَریْر، غَضائری) به کار گرفته شود؛ چنانچه ابراز شده:

«وجود چنین اعتمادی از سوی احمد بن طاووس، صفتِ وثوق و اطمینان به کتاب (کتابُ الضعفاء) را برای آن، به ارمغان آورده است.»[27]

- پس از احمد بن طاووس، شاگرد او: علّامه حلّی، در کتابِ «خلاصة الأقوال»[28] از استادش پیروی کرده و کتابُ الضعفاء را در ضمن کتابش درج نموده است.

بنابراین، یکی از ویژگی‌های کتابِ «خلاصة الأقوال»، توثیق و تضعیفِ راویانِ احادیث، با توجّه به آگاهی از دیدگاه‌های ابن غَضائری و اعتماد به کتابِ او، توسّط علّامه حلّی (متوفّای 726 هـ) می‌باشد.

با توجّه به این نکته، خاطر نشان می‌گردد:

علّامه حلّی در زمینه مصائب حضرت زهراعلیهاالسّلام چنین می‌نگارد:

وَ بَعَثَ إلی بَیْتِ أمیرِالْمُؤْمِنینَ‌علیه‌السَّلام ـ لَمَّا امْتَنَعَ مِنَ الْبَیْعَةِ ـ فَأضْرَمَ فیهِ النّارَ... وَ ضُرِبَتْ فاطِمَةُعلیها‌السَّلام فَألْقَتْ جَنیناً اسْمُهُ: مُحسنٌ...[29]

و هنگامی که حضرت‌علیه‌السّلام از بیعت سر باز زد، سراغ خانه امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام فرستاد و در آن آتش افروخت... و فاطمه‌علیهاالسّلام مضروب شد و جنینی به نام محسن را فرو انداخت.

وی همچنین پس از نقل روایاتِ حاکی از فضائل و مناقبِ حضرت زهراعلیهاالسّلام از کتب اهل‌ سنّت، چنین می‌نگارد:

کَیْفَ یَرْوِی الْجُمْهُورُ هذِهِ الرِوایاتِ وَ یَظْلِمُونَها وَ یَاْخُذُونَ حَـقَّها وَ یَکْسِرُونَ ضِلْعَها وَ یُجْهِضُونَ وَلَدَها مِنْ بَطْنِها.[30]

چگونه اهل‌ سنّت این روایات را نقل می‌کنند و [در عین حال] به آن ‌بانو ظلم می‌کنند و حقّ او را می‌ستانند و پهلویش را می‌شکنند و باعث سقط فرزند او می‌شوند.

واژگان کلیدی

. ضِلْع: استخوانِ دنده.

. اِجْهاض: جنین را به صورت مرده به دنیا آوردن.



[1] ـ عُکبرا، روستایی در نزدیکی بغداد بوده است.

[2] ـ رجال شیخ طوسی، ص 516 .

[3] ـ ابوالحسین [= ابوجعفر] محمّد بن هارون بن موسی.

نَجاشی (متوفّای 450هـ) ـ هنگامی که در کتاب رجالش (ردیف 189) نام وی را می‌نگارد ـ ، برایش طلب رحمت می‌کند.

عبارتِ «رحمهُ الله» در رجال نَجاشی، در خصوص افرادی چون: حسین بن عبیدالله غَضائری (ردیف 166) یا محمّد بن هارون تَلَّعُکْبری ـ که هر دو از مشایخ [= اساتید] نَجاشی به شمار آمده‌اند (آیة الله جعفر سبحانی: ترجمه کلّیات فی علم الرجال، ص 260 ) ـ ، از جمله مدایح واضحی به شمار می‌آید که ملازم با حُسن ظاهر، و کاشف از ملکه عدالت و وثاقت در محمّد بن هارون است.

(آیة الله جعفر سبحانی: ترجمه اُصول الحدیث و أحکامه فی علم الدرایه، ص 169 ـ 175.)

[4] ـ ابومحمّد هارون بن موسی تَلَّعُکْبری؛ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 1184 :کانَ وَجْهاً فی أصْحابِنا، ثِقَةً، مُعْتَمَداً لا یُطْعَنُ عَلَیْهِ.

[5] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 1032 :شَیْخُ أصْحابِنا وَ مُتَقَدِّمُهُمْ. لَهُ مَنْزِلَةٌ عَظیمَةٌ، کَثیرُ الْحَدیثِ.

و نیز، ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 313: ...شَیْخُنَا النَبیلُ الثِقَةُ ابوعَلیِّ بْنُ هَمّامٍ...

[6] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 182 :وَ کانَ ثِقَةً فی نَفْسِهِ...

[7] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 190 :شَیْخٌ مِنْ أصْحابِنا، ثِقَةٌ.

[8] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 622 :کانَ... ثِقَةً ثِقَةً مُعْتَمَداً عَلی ما یَرْویهِ.

[9] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 558 :ثِقَةٌ، مِنْ أصْحابِنا، جَلیلٌ، لا یُطْعَنُ عَلَیْهِ فی شَیْیءٍ.

[10] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 559 :ثِقَةٌ، عَیْنٌ.

[11] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 1187 (ابوبصیر أسدی): ثِقَةٌ، وَجیهٌ.

درباره «ابا بصیر»، ر.ک: آیة الله جعفر سبحانی: ترجمه کلّیات فی علم الرجال، ص 397 ـ 407 .

[12] ـ جهت آشنایی با سایر نقل‌های حاکی از اصابت غلاف شمشیر، ر.ک: دراسة و تحلیل حول الهجوم علی بیت فاطمه‌علیهاالسّلام، ذیل شماره‌های:93 ـ 95 ـ 239 ـ 241 ـ 278 ـ280 .

همچنین، جهت آشنایی با نقل‌های اهل‌ سنّت که حاکی از فرماندهی عمر در ماجرای هجوم می‌باشند، ر.ک: همان منبع، ذیل شماره‌های:1 ـ 2 ـ 4 ـ 12 ـ 18 ـ 19 ـ 20 ـ 21 ـ 22 ـ 25 ـ 26 ـ27 ـ 28 ـ 29 ـ 30 ـ 39 ـ 40 ـ 45 ـ .59

[13] ـ دلائل الإمامه، ص 134، ح 43، چاپ: مؤسّسه بعثت، قم.

[14] ـ علّامه سیّد هاشم بحرانی (متوفّای 1107 هـ) در هنگام تألیف کتابِ «مدینة المعاجز» نسخه ناقصی از این کتاب را در اختیار داشته است.

[15] ـ این نسخه کامل، بعدها از بین رفته است؛ در حال حاضر دو نسخه خطّی ناقص از این کتاب در دسترس می‌باشد. نسخه اوّل در کتابخانه آستان قدس رضوی (شماره 7655) نگهداری می‌شود و فاقد تاریخ نگارش است؛ نسخه دوم در کتابخانه آیة الله العظمی مرعشی نجفی (شماره 2974) نگهداری می‌شود و در سال 1319 قمری از نسخه سال 1092 قمری، استنساخ و کتابت شده است.

[16] ـ سیّد بن طاووس، در تعداد قابل توجّهی از تألیفاتش (شامل: الإقبال، الأمان، الطرائف، اللُهوف، الیقین) از کتابِ «دلائل الإمامه»، حدیث نقل کرده و این کتاب را تألیفِ «محمّد بن جَریْر» معرّفی نموده است.

انتسابِ تألیفِ کتابِ «دلائل الإمامه» به «محمّد بن جَریْر» از یک سو، و عدم درج نام این کتاب در فهرستِ تألیفاتِ «محمّد بن جَریْر» ـ نویسنده کتابِ «اَلْمسترشَد» ـ از سوی دیگر (ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 1024؛ فهرست شیخ طوسی، ردیف 712)، موجب گردیده تا توصیفِ شیخ طوسی از مؤلّفِ «المسترشَد» به: «الکبیر» [محمّد بن جَریْر بن رستم الطبری الکبیر یُکنّی اباجعفر؛ فهرست شیخ طوسی، ردیف712 ]، حمل بر آن شود که در میانِ علمای امامیّه، فردِ دیگری به نام «محمّد بن جَریْر طبری» ـ که از لحاظِ سنّی کوچک‌تر از مؤلّفِ «المسترشَد» می‌باشد ـ ، کتابِ «دلائل الإمامه» را تألیف کرده است. (ر.ک: تنقیح المَقال: ج2 ؛ الذَریعه: ج8 ؛ معجم رجال الحدیث: ج 15.)

محمّد بن جَریْر طبری امامی صغیر را باید از علمای نیمه نخستین قرن 5 هجری به شمار آورد؛ زیرا وی در کتابِ «دلائل الإمامه» 300، چاپ: مؤسّسه بعثت)، هنگام یاد کردن از جناب حسین بن عبیدالله الغَضائری (متوفّای 411 هـ)، برای وی طلب رحمت کرده است.

بدین ترتیب وی مُعاصر با نَجاشی (متوفّای 450 هـ) و شیخ طوسی (متوفّای 460 هـ) می‌باشد.

لذا، تعجّبی ندارد که نَجاشی در کتاب رجالش، نامی از وی به میان نیاورده است؛ چنانچه:

نَجاشی از نگارش شرح حالِ چهار تن از عالمانِ نام‌آور همعصرش (1ـ سَلّار بن عبدالعزیز: متوفّای 413 هجری،2 ـ قاضی عبدالعزیز بن بَرّاج: متوفّای 436 هجری،3 ـ ابوالفتح کَراجَکی: متوفّای 449 هجری، 4 ـ شیخ محمّد بن علی طَرازی: متوفّای450 هجری) غفلت ورزیده است.

[17] ـ اِتان کُلبرگ: کتابخانه ابن طاووس (ترجمه: سیّد علی قرائی ـ رسول جعفریان)، ص 132، ناشر: کتابخانه عمومی آیة الله العظمی مرعشی نجفی؛ به نقل از: الذَریعه، ج 20، ص 112 .

[18] ـ «ابن طاووس، در خریدن کتاب‌هایی که محتوای آن‌ها را نادرست می‌انگاشته، تأمّل می‌کرده است.»

(اِتان کُلبرگ: کتابخانه ابن طاووس، ص 130.)

[19] ـ مفاخر اسلام، ج ص 74 .

[20] ـ ر.ک: آیة الله جعفر سبحانی: ترجمه کلّیات فی علم الرجال، ص 77 ـ 81 .

[21] ـ کتابُ الرجال، کتابُ المذمومین، کتابٌ فی الجرح.

[22] ـ رجال شیخ طوسی، ص 47، ردیف 52 .

[23] ـ کتاب‌هایی که در آن‌ها، روایاتِ معصومین: با شیوه «باب‌بندی، ترتیب‌بندی و عنوان‌گذاری» درج شده است.

این کتاب‌ها با استفاده از کتاب‌هایی تنظیم شده است که توسّط اصحاب ائمّه‌علیهم‌السّلام به رشته تحریر درآمده و اصطلاحاً به آن‌ها «اُصول» گفته می‌شود.

نگارش این کتاب‌ها (اُصول)، تابع اُسلوب خاصّی نبوده و نویسندگانِ «اُصول»، احادیثِ ائمّه‌علیهم‌السّلام را به ترتیبِ زمانِ شنیدار و به صورت پی در پی، ثبت می‌نموده‌اند.

[24] ـ یعنی: رجال و فهرست شیخ طوسی، اختیار کَشّی، فهرست نَجاشی.

[25] ـ ر.ک: آیة الله جعفر سبحانی: ترجمه کلّیات فی علم الرجال، ص 75 .

[26] ـ ر.ک: آیة الله جعفر سبحانی: ترجمه کلّیات فی علم الرجال، ص 86 .

[27] ـ ر.ک: استاد عبدالهادی فضلی: اُصول علم الرجال، ص 104 .

[28] ـ علّامه حلّی در زمینه رجال، دارای کتاب مفصّلی به نام «کشف المَقال فی معرفة الرجال» بوده است که خودش از آن با عنوانِ «رجال کبیر» یاد می‌کند.

متأسّفانه، این کتاب مفقود گردیده و اثری از آن به دست ما نرسیده است.

«خلاصة الأقوال»، تلخیصی از همین کتاب ـ توسّط علّامه حلّی در سال 693 قمری ـ می‌باشد.

.ک: زابینه اِشمیتکه: اندیشه‌های کلامی علّامه حلّی (ترجمه: احمد نمایی)، ص 71، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.)

[29] ـ شرح التجرید، ص 376 .

[30] ـ نهج الحق، ص 254، دار الهجره، قم.

 

 

آمار بازدید

بازدیدهای محتوا : 32665

ترافیک سایت

 20 مهمان حاضر