gototopgototop

fatima-kateban.com

Home روایتِ ابن ولید قمی (متوفّای 343 هـ)

 

 

 

روایتِ ابن ولید قمی (متوفّای 343 هـ)

 

. فقیه، محدّث، رجالی ـ قم

حدیث اوّل:

علّامه[1] ابوالفتح محمّد بن علی[2] کَراجَکی[3] (متوفّای 449 هـ) در کتابش با نام «کنز الفوائد» می‌نویسد:

وَ مِمّا حَدَّثَنا بِهِ الشَیْخُ الْفَقیهُ ابوالْحَسَنِ بْنِ شاذانَ‌رحمهُ‌الله[4]،

قالَ:

حَدَّثَنی أبی‌رضی‌اللهُ‌عنه، قالَ:

حَدَّثَنا ابْنُ الْوَلیدِ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ، قالَ:

حَدَّثَنا الصَفّارُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ[5]، قالَ:

حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بْنُ زیادٍ، عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ‌رضی‌الله‌عنه، قالَ:

سَمِعْتُ الصادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ‌علیهما‌السَّلام یَقُولُ: ... یا یُونُسُ! قالَ جَدّی رَسُولُ اللهِ‌صلّی‌الله‌علیه‌وآله:

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ یَظْلِمُ بَعْدی فاطِمَةَ ابْنَتی وَ یَغْصِبُها حَقَّها وَ یَقْتُلُها...[6]

ملعون است، ملعون؛ هر کسی که پس از من به دخترم فاطمه ستم روا دارد و حقّ وی را غصب کند و او را به قتل رسانَد...

حدیث دوم:

شیخ صدوق (متوفّای 381 هـ) در کتاب «اَمالی» (مجلس 28) نقل می‌کند:

حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ اَحْمَدَ بْنِ الْوَلیدِ(رضی‌الله‌عنه)، قالَ:

حَدَّثَنا اَحْمَدُ بْنُ اِدْریسَ[7] وَ[8] مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی الْعَطّارُ[9] جَمیعاً،

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی بْنِ عِمْرانَ الْأشْعَریِّ[10]، قالَ:

حَدَّثَنا ابوعَبْدِاللهِ الرازیُّ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلیِّ بْنِ ابی‌حَمْزَةَ، عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمیرَةَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُتْبَةَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدَالرَحْمانِ، عَنْ أبیهِ، عَنْ عَلیِّ بْنِ ابی‌طالِبٍ‌(علیه‌السَّلام)، قالَ:

بَیْنا أنَا وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ‌(صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) إذِ الْتَفَتَ إلَیْنا فَبَکی، فَقُلْتُ:

ما یُبْکیکَ یا رَسُولَ اللهِ؟

فَقالَ:

أبْکی مِمّا یُصْنَعُ بِکُمْ بَعْدی.

فَقُلْتُ:

وَ ما ذاکَ یا رَسُولَ اللهِ؟

قالَ:

أبْکی مِنْ ضَرْبَـتِکَ عَلَی الْقَرْنِ، وَ لَطْمِ فاطِمَةَ خَدِّها ...[11]

زمانی من و فاطمه و حسن و حسین، نزد رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌و‌آله بودیم که ناگاه وی رو به ما فرمود و در پی آن، گریست.

گفتم: ای رسول خدا! چه چیزی باعث گریستن شما گردیده است؟

فرمود: به‌ خاطر کارهایی که پس از من با شما انجام می‌دهند، گریانم.

پرسیدم: ای رسول خدا! چه می‌کنند؟

فرمود: به‌خاطر ضربتِ [شمشیر] بر فَرق سرت و سیلی زدن به گونه فاطمه... گریه می‌کنم.

واژگان کلیدی

. لَطْم: کوبیدن بر صورت و پوستِ بدن با کفِ دستِ باز.

در معنای لَطْم، لغتِ سیلی، واژه‌ای دقیق است و آوردنِ کلمه خَدّ (= گونه و دو طرف صورت)، برای تأکید یا پرهیز از ایجاد ابهام است؛ وگرنه، خودِ واژه لَطْم، معنای سیلی نواختن بر صورت را دارا می‌باشد.

یادداشت‌های پراکنده

- ابوجعفر محمّد بن حسن بن احمد بن ولید قمی، پس از رحلتِ علی بن بابُویه (والدِ شیخ صدوق) در سال 329 قمری در قم و درگذشتِ محمّد بن یعقوب کُلَیْنی در سال 328 قمری در بغداد، بزرگ‌ترین فقیه و محدّث شیعه به شمار می‌آمد؛ چنانچه نَجاشی در توصیف وی می‌نگارد:

شَیْخُ الْقُمیّینَ وَ فَقیهُهُمْ وَ مُتَقَدِّمُهُمْ وَ وَجْهُهُمْ... ثِقَةٌ ثِقَةٌ، عَیْنٌ، مَسْکُونٌ إلَیْهِ.[12]

پیشوای علمای قم و فقیهِ بزرگِ آن‌ها و پیشرو و چهره درخشانِ آنان بود.

فوق‌العاده مورد اعتماد و اطمینان، سرشناس و روایاتِ او از هر جهت مقبولِ همگان بود.

- جهت آشنایی با انعکاس آراء رجالی ابن ولید در کتابِ «رجال نَجاشی»، ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف‌های:

865 ـ 891 ـ 893 ـ 896 ـ 904 ـ 939 ـ 1019.

- ابن ولید در جرح و تعدیل راویانِ احادیث و جداسازی احادیثِ صحیح از ضعیف، دقّت ویژه‌ای داشت و نسبت به پذیرش یک حدیث و تأییدِ رجالِ آن، احتیاطِ خاص و دقّت زایدُ الوصفی را به کار می‌بست؛[13] چنان‌که بسیاری از راویانِ کتابِ «نوادرُ الحکمه» تألیفِ محمّد بن احمد بن یحیی بن عِمران اَشعری قمی (متوفّای حدود 280 هـ) را جرح نموده است.[14]



[1] ـ محدّث قمی می‌نویسد: شهید اوّل از کراجکی به «علّامه» تعبیر کرده است؛ در حالی که وی از علّامه حلّی به «فاضل» تعبیر می‌کند.

.ک: الکُنی و الألقاب، ج ص 583، ردیف 616.)

[2] ـ شیخ مُنتجب الدین (از نوادگانِ برادر شیخ صدوق، متوفّای بعد از 585 هـ) در کتابِ فهرست (ردیف 354) از کراجکی به «فَقیهُ الْأصحاب» تعبیر می‌کند.

[3] ـ زادگاهش: کَراجَک (روستایی در اطراف بغداد) می‌باشد. وی سال‌ها در شهرهای: رمله، طرابلس، طبریّه [از شهرهای اردن]، دمشق، قیساریه، صیدا و حلب به سر بُرد و سرانجام در سال449 هجری در شهر سور ـ واقع در جنوب لبنان ـ رحلت فرمود.

.ک: مفاخر اسلام، ج ص 319.)

[4] ـ ابوالحسن محمّد بن احمد بن علی بن حسن بن شاذان قمی (زنده در سال 412 هجری در شهر مکّه)، یکی از اساتید برجسته کراجکی بوده است.

.ک: مفاخر اسلام، ج ص 310.)

[5] ـ محمّد بن حسن بن فَرُّوخ [صَفّار] (متوفّای 290 هـ)، از فقهای والامقام قم، استادِ ثقةُ الْإسلام کُلَیْنی، والدِ شیخ صدوق و جناب ابن ولید می‌باشد.

نَجاشی (متوفّای 450 هـ)، صَفّار را چنین توصیف می‌نماید:

کانَ وَجْهاً فی أصْحابِنَا الْقُمیّینَ، ثِقَةً، عَظیمَ الْقَدْرِ، راجِحاً، قَلیلَ السَّقْطِ فِی الرِوایَةِ.

(رجال نَجاشی، ردیف 948.)

چهره درخشانی در میانِ علمای ما ـ در شهر قم ـ بود. وی فردی مورد اطمینان و والامقام است. [در صورت اختلاف،] حدیثی که او راوی آن است بر حدیثِ مشابهی که دیگران نقل کرده‌اند، رُجحان و برتری دارد. در نقل‌هایش، به ندرت افتادگی یافت می‌شود.

در ادامه، نَجاشی، فهرست کاملی از تألیفاتِ وی ( 30اثر) را ارائه داده است که در میان آن‌ها، نام‌های:

«کتابُ الردّ علی الغُلاة»، «کتابُ المَثالب» و کتابِ «بصائرُ الدرجات»، به چشم می‌خورد.

[6] ـ کنز الفوائد، ص 63 ـ 64 (= ج ص 150، دار الذخائر، بیروت).

[7] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 228 :کانَ ثِقَةً، فَقیهاً... صَحیحَ الرِوایَةِ...

[8] ـ یعنی: این روایت، دو سند مستقل از هم دارد:

سند اوّل) احمد بن ادریس، عن محمّد بن احمد بن یحیی بن عِمران الْأشعری...

سند دوم)محمّد بن یحیی الْعَطّار، عن محمّد بن احمد بن یحیی بن عِمران الْأشعری...

[9] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 964: شَیْخُ أصْحابِنا فی زَمانِهِ، ثِقَةٌ، عَیْنٌ...

[10] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 939: کانَ ثِقَةً فِی الْحَدیثِ...

[11] ـ نقل مشابه: ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفّای 588 هـ): مناقب آل ابی‌طالب، ج 2، ص 209، المکتبة العلمیّه، قم.

خاطر نشان می‌گردد: برخی بزرگان اهل ‌سنّت، ابن شهر آشوب را با وصفِ «صَدوقُ اللهجه» ستوده‌اند.

.ک: الوافی بالوفیات، ج ص 146.)

[12] ـ رجال نَجاشی، ردیف 1042 .

[13] ـ ر.ک: محمّد رضا جبّاری: مکتب حدیثی قم، ص 375 ـ 377 .

[14] ـ ر.ک: رجال نَجاشی، ردیف 939 .

 

 

 

آمار بازدید

بازدیدهای محتوا : 45388

ترافیک سایت

 34 مهمان حاضر